خرید بک لینک

چای مینوشیدم... به یک باره دلتنگش شدم بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد همه با تعجب نگاهم کردند.. لبخند تلخی زدم و گفتم چقدر داغ بود

برچسب: نویسنده: نیکان کمالی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 14:57

سرخوش از عشق دیرینه تو، هنگامی که

احساس می کردم با خوشبختی چند قدمی بیشتر

فاصله ندارم، باز هم نیشتری به وجودم چنگ زد و قلب عاشقم

را مجروح ساخت. ای کاش بتوانم تا پایان این راه تاب بیاورم

دلم میخواهد در زیر پرتوهای گرم عشق فروزان تو وجودم

را گرم کنم و در کنار تو چند صباحی را بگذرانم..

برچسب: نویسنده: نیکان کمالی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 15:49

تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشیببینی به جز خودت هیچ کس توی دنیا نیست و تو صاحب تمام ثروت زمین هستیاون روز چه لباسی می پوشی؟چه طلایی به خودت آویزون می کنی؟با چه ماشینی گردش می کنی؟کدوم خونه رو برای زندگی انتخاب می کنی؟شاید یک نصفه روز از هیجان این همه ثروت به وجد بیای اما کم کم می فهمی حقیقتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان کمالی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 15:49

دلم خیلی پره

اونقدر پر که

که گاهی

اضافش از چشم میچکه..

برچسب: نویسنده: نیکان کمالی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 16:58

بعضی وقتا یک نفر طوری میسوزونتت

که هزار نفر نمیتونن خاموشش کنن..

+تاکی قراره من بسوزم

برچسب: نویسنده: نیکان کمالی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 16:58

حالم بده

تنهایی رو یادم نده

به این جدایی عادتم نده

برات میمیرم کار من بده

هعی بد میارم این روزا خداتو بد نده...

حالم خیلییییییییییییییییییی بده


برچسب: نویسنده: نیکان کمالی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 19:51

اين پست انقدر قشنگ بود منم گذاشتمنگاه همه به پرده سینما بود.(جشنواره فیلم های 10دقیقه ای ...)اکران فیلم شروع شد.شروع فیلم: تصویر سقف یک اتاق بود...دو دقیقه از فیلم گذشتچهار ديقه ديگر هم گذشتهشت دقیقه ی اول فیلم تنها تصویر سقف اتاق بود!صدای همه درآمد.اغلب حاضران سالن سینما را ترک کردند.ناگهان دوربین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان کمالی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 19:51

روزی که فهمیدم دوسم ندارهتصمیم گرفتمبیشتر دوسش داشته باشمبه خیال خودم با دوست داشتن میتونستم بدستش بیارمصبح قبل از اینکه از خواب بیدار شه بیدار میشدمو شبا بعد از اون میخوابیدمتا ثابت کنم مراقبشمیادمه وقتی که فهمیده بودمدوسم نداره به خودم قول دادمجای صدا کردن اسمش از کلمه های عاشقانه استفاده کنمبه خیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان کمالی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 19:51

آنکه با تمام شک هایت ساده به تو اعتماد میکند ...
آنکه با تمام سرد بودنت ساده عاشقت میشود !
آنکه با تمام دور بودنت ساده دوستت دارد ...
آنکه با تمام کم توجهی ات ساده
غرورش را برایت میشکند ...
همان او
روزی ساده کم میاورد ،
و خیلی ساده
میرود !


برچسب: نویسنده: نیکان کمالی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 19:51

وقتی آدم یکی رو دوست داره ، قضیه رو حل میکنه ، نه این که بیخیالش بشه باید مراقب رابطه باشی ممکن دیگه هرگز اون عشق رو بدست نیاری

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 8:56 ] [ الیناز ]

[ ]

برچسب: نویسنده: نیکان کمالی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 19:51

دوستت دارم هایت را برای منه تنهای معمولی نگه دار.. تمامشان را دانه به دانه شان راگوش میکنم..اصلا گوشهایم را جلویت می گذارم و قلبم را وسطشان.. تو فقط بگو... از روزهایی که نمی آیی.. از لحظه هایی که دوست داشتنم را بلد شدی... از همان شب هایی که دنبال عکس های جدیدم میگشتی و برق چشمانت... از روزهایی که وسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان کمالی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 19:51

زن نابینا کنار تخت پسرش در بیمارستان نشسته بود و می گریست. فرشته ایی فرود آمد و رو به زن گفت: ای زن من از جانب خدا آمده امرحمت خدا برآن است که تنها یکی از آرزوهای تو را برآورده سازد, بگو از خدا چه می خواهی؟زن رو به فرشته کرد و گفت: از خدا می خوام پسرم رو شفا بده.فرشته گفت: پشیمان نمی شوی؟زن پاسخ دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان کمالی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 19:51

صفحه بندی